خانه خالی

با خودم قرار گذاشته بودم که وقتی اینجا آمدم هر روز گزارشی از سفرم بنویسم و در خیشخانه بگذارم. اما نشد. البته نوشتم. هر روز چیز جالبی را که در اینجا می دیدم و یا می شنیدم نوشتم. اما تمامی اینها یادداشتهایی ست که بیشتر به مواد خام شبیه است تا داستان یا نوشته ای فراخور حال وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی. برای همین خیشخانه خالی ماند. از این گذشته فرنگ برای اولین بار آنقدر جذاب هست که نتوانی در خانه بمانی و بنویسی. اما این دردسر فونت فارسی هم بی تقصیر نیست در این خصوص. 

/ 1 نظر / 8 بازدید
ليلا عابدي

سلام وبلاگتان جالب بود . آدرس آن را به آدرس وبلاگ خود اضافه كردم. لطفا سري هم به وبلاگ من بزنيد.چند تايي داستان كوتاه است و نظر بدهيد. خوشحال مي شوم. http://leilaabedi.blogfa.com