خيشخانه
خانه خالی

با خودم قرار گذاشته بودم که وقتی اینجا آمدم هر روز گزارشی از سفرم بنویسم و در خیشخانه بگذارم. اما نشد. البته نوشتم. هر روز چیز جالبی را که در اینجا می دیدم و یا می شنیدم نوشتم. اما تمامی اینها یادداشتهایی ست که بیشتر به مواد خام شبیه است تا داستان یا نوشته ای فراخور حال وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی. برای همین خیشخانه خالی ماند. از این گذشته فرنگ برای اولین بار آنقدر جذاب هست که نتوانی در خانه بمانی و بنویسی. اما این دردسر فونت فارسی هم بی تقصیر نیست در این خصوص. 

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٢ شهریور ۱۳۸٥ - امیررضا بیگدلی