خيشخانه
ادبيات کلاسيک

الا یا خیمگی*

الا یا خیمگی! خیمه فرو هِل

که پیشاهنگ بیرون شد ز منزل

تبیره زن بزد طبل نخستین

شتربانان همی بندند محمل

نماز شام نزدیک است و امشب

مه و خورشید را بینم مقابل

ولیکن ماه دارد قصد بالا

فرو شد آفتاب از کوه بابل

چنان دو کفِّه زرِّین ترازو

که این کفِّه شود زان کفِّه مایل

ندانستم من ای سیمین سنوبر

که گردد روز چونین زود زایل

من و تو غافلیم و ماه و خورشید

بر این گردون گردان نیست غافل

نگارین منا برگرد و مگری

که کار عاشقان را نیست حاصل

زمانه حامل هجر است و لابد

نهد یک روز بار خویش حامل

نگار من، چو حال من چنین دید

ببارید از مژه باران وابل

تو گویی پلپل سوده به کف داشت

پراکند از کف اندر دیده پلپل

بیامد اوفتان خیزان بر من

چنان مرغی که باشد نیم بِسمل

دو ساعد را حمایل کرد بر من

فرو آویخت از من چون حمایل

مرا گفت ای ستمکاره به جانم

به کام حاسدم کردی و عاذل

چه دانم من که باز آیی تو یا نه

بدان گاهی که باز آید قوافل

ترا کامل همی دیدم به هر کار

ولیکن نیستی در عشق کامل

حکیمان زمانه راست گفتند

که جاهل گردد اندر عشق، عاقل

نگار خویش را گفتم: نگارا

نِیَم من در فنون عشق جاهل

ولیکن اوستادان مُجرب

چنین گفتند در کُتب اوایل

که عاشق قدر وصل آنگاه داند

که عاجز گردد از هجران عاجل

بدین زودی ندانستم که ما را

سفر باشد به عاجل یا به آجل

ولیکن اتفاق آسمانی

کند تدبیرهای مرد باطل

غریب از ماه والاتر نباشد

که روز و شب همی برّد منازل

چو برگشت از من آن معشوق ممشوق

نهادم صابری را سنگ بر دل

نگه کردم به گرد کاروانگاه

به جای خیمه و جای رواحل

نه وحشی دیدم آنجا و نه انسی

نه راکب دیدم آنجا و نه راجل

نجیب خویش را دیدم به یک سو

چو دیوی دست و پا اندر سلاسل

گشادم هر دو زانوبندش از دست

چو مرغی کش گشایند از حبایل

برآوردم زمامش تا بناگوش

فرو هشتم هویدش تا به کاهل

نشستم از برش چون عرش بلقیس

بجست او چون یکی عفریت هایل

همی راندم نجیب خویش چون باد

همی گفتم که اَللَّهُمَ سَهِّل

چو مساحی که پیماید زمین را

بپیمودم به پای او مراحل

همی رفتم شتابان در بیابان

همی کردم به یک منزل دو منزل

بیابانی چنان سخت و چنان سرد

کزو خارج نباشد هیچ داخل

...

* دیوان منوچهری دامغانی، با تصحیح دکتر محمد دبیرسیاقی، کتاب فروشی زوار

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٦ خرداد ۱۳۸٥ - امیررضا بیگدلی